X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
کیهان شناسی قرآن و اهل بیت
اعجاز علمی قرآن در نجوم و کیهان شناسی

مستند داستان آفرینش جهان


مرتبه
تاریخ : دوشنبه 17 آذر‌ماه سال 1393

پرسش و پاسخ:

نوشته است:

ما در دنیایی زندگی میکنیم که بینهایت جهان موازی در آن وجود دارد.تعداد نامتناهی جهان در یک بستر بینهایت.جهان ما که شامل میلیاردها میلیارد کهکشان است تنها یکی از این بینهایت جهان در آن بستر بینهایت می باشد.جهان ما در اینده به دو سو خواهد رفت :1- یا اینکه روند انبساط انقدر ادامه میابد که همه چیز فروپاشیده و تک تک بنیادی ترین ساختارهای ماده جذب جهانهای دیگر خواهند شد.2- روند انبساط متوقف شده و بیگ بنگی جدید به وجود خواهد آمد.ولی جهان ما تنها یکی از بینهایت جهان است.یعنی جهان ما کلا شاید یک اتفاق در بینهایت جهان باشد.این جهان های موازی میتوانند قوانین اصلی دنیای ما را نقض کنند.بطور مثال قانون جاذبه در ان برعکس باشد!! اما هیچگاه به دنیای ما کاری نخواهند داشت...


Stephen Hawking هاوکینگ
با سلام
ابتدا سوال این است که اگر این جهان رو به انبساط است، چگونه این جهان تا بی نهایت امکان گسترش دارد؟

آیا این گسترش جهان یک انبساط بادکنی است که مدام باد می شود و تا بی نهایت استمرار می یابد؟ در این صورت این سوال پیش می آید که چگونه آن ماده کوچک اولیه که از "میدان هیچ" به تعبیر هاوکینگ، و به عبارت قرآن " ایجاد" گردیده است تنها با یک مهبانگ به این گسترش شگفت انگیز میلیاردها میلیارد کهکشان می رسد که هر آن هم بر تعداد آن افزوده می شود و تا بی نهایت نیز ادامه خواهد داشت؟

 آیا بدون افزایش و بدون اینکه از جایی جوشش و فوران یافته باشد می تواند به چنین سیر بی امان خود ادامه دهد؟!!
آیا این انبسط بادکنی با هر اندازه انرژی ابتدایی با هر اندازه سرعت و حرکت ناشی از مهبانگ و بیگ بنگ با هر اندازه گسترش که بتواند راه در نوردد، در نهایت جایی از شدت گسترش و کشیدگی نامریی و ناگهان پوک و هیچ نخواهد شد؟! با این وصف آیا چیزی که در ابتدا از هیچ آمده است در نهایت در هیچ نخواهد شد؟


پاسخ منطقی برای رهیافت منطقی از چنین فرایندی داستانی است که در مستند داستان آفرینش به شکل زیبایی ارائه شده است: داستان از آنجا آغاز می شود، که جایی نبود،... روزی بود، روزی نبود. و خداوند اراده فرمود تا جهانی بیافریند: ماده کوچک اولیه با کن فیکون "ایجاد" و در جوشش ابدی با دافعه و قانون رانش گسترش یافت و با مهبانگ های متعدد آسمان های هفتگانه را پدید آورد... گسترش شگفت انگیز جهان کائنات در همان ابتدا با جوشش ابدی انرژی و مواد آلی با قانون دافعه و رانش آغاز گردید.

این گسترش نه با انبساط و قانون جاذبه، که با افزایش حجم بر جهان کائنات که مدام از منبع بی پایان اولیه فوران می یابد و همچون چشمه جوشان خروشانی، انرژی  و مواد ساخت کائنات را فراهم می سازد.
اکنون سوال این است که چگونه این مواد پر انرژی از آن می جوشد و تا درور دست های دست نایافتنی می خروشد و گسترش کائنات را تا بی نهایت تامین و امکان پذیر می سازد؟
به این سوال تا کنون هیچ کسی پاسخ درخوری نداده است، استیون هاوکینگ"که میدان هیچ" را به تاسی از مفهوم "ایجاد" ارائه می نماید، نیز به همان انبساط و گسترش بادکنی معتقد است.



اما قرآن به این سوال چنین پاسخ می دهد که این ماده کوچک اولیه خلق نگردیده است تا پرسیده شود از چه چیز آفریده شد، بلکه با "کن فیکون" ایجاد و انشاء گردیده است: خداوند فرمود بشو، و آنگاه بی درنگ ایجاد شد!
هنوز قانون خلق، قانون علت و معلول، قانون دافعه و قانون جاذبه و گرانش و رانش پدید نگردیده است تا به دنبال علت این معلول بود!!! نام این بی نشان "ایجاد" است! که مبداء تمامی فرمول ها و قانون ها و مواد و انرژی هاست.
و این بی نشان برای انسان هرگز قابل درک و شناسایی نخواهد بود. و این چیزی نیست جز آنکه: خداوند فرمود بشو و بی درنگ موجود شد.

اما جهان های موازی: طبیعتا منظور از جهان های موازی، جهان هایی است که فضا و مکانی را در بر می گیرند. چون معتقدیم که جهان کنونی با پیدایش همزمان مکان و زمان پیدایش یافته است. اکنون این جهان های موازی خود به مثابه جهان کنونی ای که ما می شناسیم دارای مشخصاتی است که ما نمی شناسیم، نمی دانیم، فقط تصور می کنیم که می تواند دارای قوانینی باشد با ویژگی ای که ما نمی شناسیم، خوب یک تصور و رویای قابل تصوری هست و اشکالی هم ندارد.
اما اگر این جهان های موازی دارای ویژگی های فیزیکی و قوانین موجود این جهانی است، پس لابد جهانی است در میان جهانی دیگر و یا جهان ما در میان جهان های دیگر... در این صورت به تعدد جهانی که وجود دارد قائل هستیم، چون در کثرت و تعدد جهانی در نهایت در یک ظرف مکانی و در یک فضای زمانی قرار خواهد داشت، که همان جهان کنونی است! 


پرسش و پاسخ:

نوشته است:

در جدیدترین مقاله ای که خواندم (در یکی از شماره های مجله دانستنیها)فیزیکدانها به فرمولی دست یافته اند که میتواند روند انبساط و بطور کلی پیدایش جهان را توضیح دهد. بسیار جالب که در این معادلهt یعنی متغیر زمان وجود ندارد!! و دانشمندان اینطور نتیجه گیری میکنند که زمان اصلا وجود خارجی ندارد.بلکه یک پارامتر به وجود امده توسط ذهن ما برای توضیح اتفاقات محیط پیرامون خود است. و دنیا را شبیه به فیلمی فرض میکنند که از میلیاردها فریم ساخته شده که در فریم نیز ما اصلا مفهوم زمان را نداریم بلکه فریمها هستند که زمان فیلم را میسازند.

فیزیک آینده به طور یقین بر روی نظریه جهانهای موازی و بستر بینهایت دنیاها کار خواهد کرد.در وافع ما تازه وارد این اقیانوس بیکران شدیم و هیچ چیزی از نظر فیزیک وجود ندارد که در نهایت نتوان به ان پاسخ داد.شما فیزیک را پایان یافته میدانید در حالی که علم هیچگاه تمام نمیشود و فیزیک تازه در ابتدای راه است.

خیلی جالب است که شما کتابهایی و گفته هایی از هاوکینگ را مد نظر قرار میدهید که برای مردم عام نوشته شده(یعنی برای کسانی که درک محاسباتی از فیزیک ندارند ولی مفاهیم فیزیک را دوست دارند) شما اصلا مقاله علمی از هاوکینگ خوانده اید؟این جملات و کتابهای هاوکینگ اصلا حاوی علم نیستند.بلکه جهان شناسی هاوکینگ را که مبتنی بر علم است معرفی میکنند.در واقع شهرت هاوکینگ بخاطر همین کتابها و همین گویش ساده و قابل فهم او برای عموم مردم است.

در پایان به نظر بنده همین ابن سینا و ملاصدرا و ابوریحان بودند که دین اسلام را از آن وضع بدوی و عرب گونه ی خویش نجات دادند.منظور از عرب گونه حالت بدوی و بدون کوچکترین رجوع به عقل است. البته شما که همه را نفی میکنید و مسیحیت را تحریف شده میدانید که صد البته من اینگونه نمیدانم....



با سلام مجدد

هاوکینگ خیلی ساده تر از این هاست که برخی می خواهند با القاء مطالبی از این دست او را پیچیده تر از مباحث و کتاب های موجود از او نشان دهند!!! حتی اکثر این مطالب و کتاب های به اصلاح ساده برای کسانی که درک محاسباتی از فیزیک ندارند، نیز با همکاری و دستگیری دیگر نویسندگان و پژوهشگران انتشار و در دسترس به اصطلاح "علاقه مندان به مفاهیم فیزیک" قرار می گیرد.

فرمودید مقوله زمان وجود خارجی ندارد و فقط انتزاع ما از قطعات پازلی است که تصویر یک حرکت منتاژی را ارائه می نماید.
شاید بهتر است بگوییم که در واقع ما خیال می کنیم که حرکتی و تغییری و زمانی وجود دارد. جالب است پس از طی مسافت های بسیار تاریخی دوباره بر می گردیم نه به گذشته که به عصر دقیانوس، شاید دقیقتر آنکه به عصر پارینه سنگی به عصر یخبندان تا جمود وانجماد فکری دیگرباره بشریت را در تاریخ شکوفایی علم و تکنولوژی دوباره باز سازی کنیم. بازگشت انسان به جهان جانوری که به داوری خودشان روزی چهار پا با دمهای درازشان بر روی درختان می جستند!

تا کنون ما سفرهای زمانی در ترانزیت و تونل زمان در گذشته و آینده های دوردست را به سخره می گرفتیم و از سر آن فیلم های تخیلی سرگیجه آور از نوع جذاب سریال لاست در پیچ و خم های ماز زمانی اش حتی دچار تهوع می شدیم! در واقع همه این ها هم چیزی نبوده است جز یک بهم ریختگی و آش و لاشی فکری از قطعات پازلی بازی هایی از نوع "ماز" که نمی دانستیم راه خروجش و ورودش کجاست. ما در درونش افکنده شده ایم، در درونمان، درتوهمات و خیلات خود می لولیم ونام با مسمای این لولیدن و پرسه زنی های ذهنی خود را گذاشتیم زمان،حرکت و سیرورت!

آنچه ما در واقع از مقوله زمان دریافت می کنیم چیزی نیست جز سکانس های کوتاه، فریم های منقطعی از تصاویر که از پشت سر هم گذاشتن آن خیال می کنیم که در حال گذر، حرکت و تغییر و تحول است! آفرین بر این فیزیکی که در نهایت به بی فیزیکی می رسد، که به هیچ، که به عدمیت رهسپار می شود.

لطفا آن فیزیک دان که در بلاهت بی پایان خود چنین لاطاعلاتی افاضه فرموده اند یکباره بفرمایند تمامی فعل و انفعلات شیمیایی، کنش و واکنش های عناصر، عمل و عکس العمل های اشیا و اجرام همه خیال و توهم است و وجود خارجی ندارد و خلاص!

کله های این بی کله ها به اندازه حتی یک کودک دبستانی هم رشد نکرده است، چون نمی بینند می گویند، که در گذر حرکت زمین چرا کله پا نمی شوند؟!! و چون این حرکت کمی آهسته می شود باورشان می شود وباز چون در فریم فیلم مورد نظرمی ایستد به همان رشد کودکی خود برمیگردند!... حرکتی وجود ندارد! حتی این کودک منشی برخی بزرگان را می توان به شنیدن و عدم شنیدن صدای سهمگین حرکت زمین نیز تعمیم داد.

در ریزترین اجزاء فریم های ایستا ی فیلم، پویایی و گذر زمان وجود دارد حتی اگر آن را به بی نهایت فریم تقسیم وتجزیه نماییم! تا برسیم به ذرات بنیادین، تا کوارک ها و تا کوانتوم تا جهان ریز ذرات ریسمانی و رشته ای ... 


لابد طبق نظر این نظریه دانشمندانه سکون یک صخره سنگ سنگین، و رکود سلسله جبال البرز نشانی بزرگ از نشانه های گنگ و منگی زمان است که قرن هاست در همان جا جا خوش کرده است!؟


این من نیستم که به چنین تحریفی از انجیل و مسیحیت اشاره می نمایم، بلکه خودشان از جناب ویل دورانت تا ولتر و نیچه و دیگران بر آن پای می فشارند، البته با نادیده گرفتن سخنان متاقض اناجیل اربعه که هیچ یک یکی دیگر را برنمی تابد. منتها شما به نکته ظریفی که در این مقال رفت دقت نفرمودید، برخلاف جریان حاکم بر تاریخ مسیحیت من تمامی جنایاتی که بر علیه مواریث انسانیت از طرف مسیحیت رفته است را نه بنام مسیحیت، که خطای یونانیت و استیلای فلسفه مدرسی و اسکولاستیک می دانم. و همچون نیچه معتقدم که در مسیحیت یک مسیحی واقعی وجود داشت که او هم بر بالای صلیب جان سپرد! ...(البته ما قائل به عروج حضرت عیسی ع هستیم).




طبقه بندی:
ارسال توسط صادق
آخرین مطالب