پرسش از «آغاز جهان» همواره دغدغهی بزرگ اندیشمندان بوده است. فیزیک مدرن به نظریهی «مهبانگ» (بیگبنگ) رسیده، اما در پاسخ به این پرسش اساسی که «پیش از مهبانگ چه بوده و خود مهبانگ در چه چیزی رخ داده است؟» جز عبارت «نمیدانیم» پاسخی ندارد.
در اینجا، مکتب قرآن و اهل بیت(ع) با نگاهی فراتر از فرضیههای علمیِ صرف، تبیینی دقیق، مستدل و شگفتانگیز از نحوهی پیدایش و گسترش جهان ارائه میدهد که با مسلّمات علمی امروز نیز هماهنگ است.
روزی که «روز» نبود در آغاز، غیر از خدای یگانه و بینیاز، هیچ چیز وجود نداشت؛ نه زمینی بود، نه زمانی، نه مکانی، نه مادهای و نه انرژی. زمان خود نیز پدیدهای است که عین ماده بوده و بعدها آفریده شد. خداوند در آن مقام، نه در مکان بود و نه نیازمند همدم. این مرحله، نقطهی صفر خلقت است که در ادبیات دینی با عبارت «روزی بود که روزی نبود» از آن یاد میشود. «ایجاد»؛ نه آفرینش از عدم و نه صدور از ذاتدر این دیدگاه، خداوند جهان را نه از «عدم» آفرید (زیرا عدم، عدم است و چیزی از آن پدید نمیآید) و نه از وجود سابق یا ذات خویش (چون خدا قابل تجزیه و صدور نیست). بلکه جهان با «ایجاد» و «انشاء» محض و با ارادهی تکوینی «کُنْ فَیَکُونُ» (باش، پس میشود) به وجود آمد. این تفاوت اساسی میان «خلق» (ساختن چیزی از چیز دیگر) و «ایجاد» (پدید آوردن بدون مادهی پیشین) است. نخستین ذرهی عالم؛ گوی به بزرگی یک نخوداولین پدیدهی مادی، یک شیء بسیار کوچک و کرویشکل بود که در احادیث از آن به «گوهر خضرا» (مادهای فشرده با نوری شدید و سبز) تعبیر شده است. این مادهی اولیه: نه از چیزی ساخته شد، بلکه ناگهانی ایجاد گردید. تنها یک پوسته (آسمان) و یک محتوا (ارض) داشت. برخلاف تصور انبساط بادکنکی، این ذره از طریق تغذیه از مرکز خود، بزرگ و بزرگتر شد (همانند تغذیهی یک انار یا هویج که از درون رشد میکند). قانون گسترش جهان؛ تغذیه، نه انبساطیکی از بزرگترین دستاوردهای این تبیین، نقد «قانون انبساط» است. قرآن در سورهی ذاریات میفرماید: «وَالسَّمَاءَ بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ» (ما آسمان را با قدرت بنا کردیم و همواره آن را گسترش میدهیم.) اما این گسترش، بر خلاف نظر رایج فیزیکدانان، از نوع «انبساط» نیست؛ بلکه جهان پیوسته از مرکز خود خوراک دریافت میکند. همان «امر» (کن فیکون) که مادهی اولیه را ایجاد کرد، همچنان در مرکز جهان فعال است و انرژی و مادهی نوپدید را به شش جهت میفرستد. بدین ترتیب، جهان با خوردن و بزرگ شدن، گسترش مییابد و هرگز منقبض نخواهد شد.شش انفجار عظیم (بیگبنگهای ششگانه)جهان امروز، یکباره از یک انفجار به وجود نیامده است. قرآن و احادیث از شش قیامت یا شش نفخهی صور سخن میگویند که هر کدام، یک انفجار و تحول عظیم در محتوای آسمان اول بوده است. در هر انفجار، یک پوستهی جدید (آسمان جدید) پدید آمد و کرات و کهکشانهای تازهای سازمان یافتند. بدین ترتیب، جهان دارای هفت آسمان (هفت پوستهی تو در تو) شده است.فاصلهی هر انفجار با انفجار بعدی: ۱۸/۲۵۰/۰۰۰/۰۰۰ سالعمر کل جهان از آغاز «ایجاد» تاکنون: ۱۰۹/۵۰۰/۰۰۰/۰۰۰ سالاز آخرین انفجار تا امروز: ۱۳/۶۸۷/۵۰۰/۰۰۰ سال (که با محاسبات دقیق نجومیِ امروز نیز همخوانی دارد).جهان امروز در «روز هفتم»قرآن میفرماید: «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ» هر یک از این «روزها» یک دورهی بسیار طولانی (میلیاردها سال) است، نه شبانهروز معمولی. هماکنون جهان در روز هفتم قرار دارد و به سوی کمال و آمادگی برای انفجار و تحول بعدی (روز قیامتِ آینده) در حرکت است. نظام رشتهای و ریسمانی (نظم جهان)از آغاز پیدایش تاکنون، تمام ذرات، اتمها، مولکولها، کرات، منظومهها و کهکشانها بر اساس یک نظام رشتهای و ریسمانی منظم شدهاند. این نظام، بهگونهای است که انرژی نیز ماهیتی رشتهای و موجدار دارد و همهی اجزای هستی در صفهای منظم و بدون خلأ در کنار هم قرار گرفتهاند. آیات سورههایی نظیر «عادیات»، «مرسلات» و «صافات» به زیبایی این سازماندهی جهانی را تبیین میکنند. نتیجهگیریروایت قرآنی از آغاز جهان، یک نظام دقیق هستیشناختی و کیهانشناختی است که همزمان با پیشرفت علوم تجربی، روز به روز جلوههای بیشتری از اعجاز خود را نمایان میسازد. این تبیین، علاوه بر حل کردن پرسشهای بیپاسخ فیزیک امروز (مانند قبل از بیگبنگ، عامل انبساط و سرانجام جهان)، مسیر روشنی را برای پژوهشگران و دانشجویان علوم طبیعی باز میکند.کتاب تبیین جهان و انسان. مرتضی رضویhttps://binesheno.com